دیروز دوباره پرسیدی آخرش که چی؟

خسته و بی رمق گفتم از من نپرس

تو بهتر از هرکسی نظرم را می دانی

و از ان زمان تا کنون از خودم می پرسم اخرش که چی.....

 

روزی با خودم فکر میکردم که اگر او را با غریبه ای ببینم

 

  شهر را به آتش میکشم

 

اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم

 

تا ببینم او کجاست . . .