پرسیدی دوستش داری؟

 در دل گفتم:دوستت دارم.

 گفتم:دوستش دارم

 گفتی:کمکت میکنم که به سرنوشتم دچار نشوی.

 در دل گفتم:میخواهی کمکم کنی از تو به تو برسم ؟!

 چه خیالی...

 گفتم:نمی توانی.

 گفتی:اعتماد کن.

 در دل گفتم:به تو بیشتر از چشمانم اعتماد دارم.

 گفتم:نمی توانی.

 گفتی:خدا با ماست...یاری ام میکند تورا به عشقت برسانم.

 در دل گفتم:خدایا چرا با من نیستی که به او برسم؟

 تکرار کردم:خدا با ماست

 گریستم:خدا با ماست

 پرسیدم:"ما"کیستیم؟

 با خنده گفتی:من..."ما"منم....