
مـن که بـه نـبودنـت عـادت کـرده ام
فـقـط نـگران گـارسن حـواس پـرتی هـستم
کـه هـنـوز یـک چـشـمـش بـه در اسـت
و چـشم دیـگرش بـه مـیـز و تـنـهایـی من
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:50 توسط نسیم
|

مـن که بـه نـبودنـت عـادت کـرده ام
فـقـط نـگران گـارسن حـواس پـرتی هـستم
کـه هـنـوز یـک چـشـمـش بـه در اسـت
و چـشم دیـگرش بـه مـیـز و تـنـهایـی من
نمي خواهم
برگردي
اين را به همه گفته ام
حتي به تو؛به خودم
اما نمي دانم
چرا هنوز
براي آمدنت فال مي گيرم!!
چرا هنوز
پشت هزاران ترانه خاموش به انتظارت
نشسته ام
تا ترا آرزو کنم!!
اما هنوز نمي خواهم برگردي
مي داني که دروغ نمي گويم
اگر هنوز ترا آرزو مي کنم
براي بي آرزو نبودن است !!
و شايد هم
آرزويي زيباتر از تو سراغ ندارم!!
اما هنوز هم نمي خواهم برگردي
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من